خواب زمستانی
- دختر: ... ( سکوت همراه با شرم )
- پسر: من خونه ندارم، ماشین ندارم اما تا بخوای عشق دارم.
- حضار: ععععععععق !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 20:33 توسط آپاچی
|
- دختر: ... ( سکوت همراه با شرم )
- پسر: من خونه ندارم، ماشین ندارم اما تا بخوای عشق دارم.
- حضار: ععععععععق !
تو خونه خودم ،پای کامپیوتر خودم نشستم و دارم وبلاگ خودم رو بعد از مدتهابه روز می کنم.
اینجا کلی چیزای جور و واجور هست که مال خودمه، همه چیزاهایی که تو یه خونه ۴۰ متری میشه جا داد. یه ۴۰ متری که از طعم گاتا و قهوه فرانسه کافه لرد دور نیست و این خیلی خوبه.