در فاصله دو نقطه
اصلن ربطی به افسردگی و ناامیدی و روان پریشی نداره. فکر می کنم همه آدمها به سقوط فکر می کنند.فکر می کنم همه دست کم یکبار دچار وسوسه پریدن از یک بلندی میشن. وقتی می ایستیم روی یک ساختمون بلند و طرح سنگفرشها رو از اون بالا می بینیم،وقتی روی یک پل هوایی،عبور سریع و بی اعتنای ماشینها رو تماشا می کنیم، گاهی به پریدن فکر می کنیم و شاید هم صدای خفه برخورد تن با زمین تو مغزمون می پیچه.
ممکنه کسی به پریدن فکر نکنه؟ به برخورد باد با صورت و تپشهای قلب و حسی که توی اون لحظات کوتاه تجربه می کنه؟ ممکنه کسی حتی برای چند ثانیه دچار جنون سقوط بین دو نقطه بلندی و زمین نشه؟
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 15:19 توسط آپاچی
|